تبليغاتX
پاتوق نخبگان
پاتوق نخبگان

مکانی برای ثبت گفتنی های اعضای تحت پوشش بنیاد ملی نخبگان

راستی دغدغه ی شما دوستای نخبه ی عزیز چیه؟

از سهمیه و پذیرش دانشگاه و اینجور مسائل زیاد گفتیم.

پیشنهاد شما چیه؟ چه کارایی لازمه تا بنیاد تبدیل بشه به یه سازمان پربارتر و عملی تر؟

نقش ما نخبه ها چیه؟ حقوقمون، وظایف و ارزش هامون؟

باید برای خودمون یه نقشه ای رو طراحی کنیم. یه چشم انداز. باید فعالیت های گروهیمون رو بیشتر کنیم. بچه های هم رشته ارتباطاتشون رو قوی تر کنن با هم طرح بدن نقشه بریزن.

خوشحال می شیم نخبه ها از هر رشته ای و تو هر مقطع تحصیلی نظرشون رو در این باره بگن.

چشم به راهیم.


نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت 22:1 توسط پ.موسوی| |

اولی که وبلاگ رو راه اندازی کردیم گفتیم این وبلاگ متعلق به همه ی نخبگانه. این مسائلی هم که مطرح می شه مشکل تنها من نیست می گن مشت نمونه ی خرواره. من داستان پذیرشم رو تعریف کردم که مثالی زده باشم احساساتی رو هم که مطرح کردم همونایی بوده که هر نخبه ای با این مسأله روبرو میشه حسش می کنه. مسأله ی سهمیه ی من هم باز یه مثاله می تونم بگم روزی که برای دریافت سهمیه ام به سازمان سنجش رفتم حدود هفت هشت نفر از خوارزمی هام اومده بودند که اونها هم همینجوری با مشکلات زیادی روبرو شدند خیلی هاشون که حتی انتخاب رشته هم نکرده بودند و به امید سهمیه نشسته بودند.

در ضمن قبلاً گفتم الان هم می گم هرکدوم از نخبه ها که احساس می کنه دوست داره نویسنده بشه حتما بگه یا اگر هم این کار براش مقدور نیست مشکلاتش رو تو نظرها بنویسه این می شه یه پل ارتباطی بین ما. هدفمون اینه که با نخبه های بیشتری،با مشکلات بیشتری آشنا بشیم و اونها رو با خانم دکتر سلطان خواه مطرح کنیم.

نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت 21:11 توسط پ.موسوی| |

زینب فضلعلی دوست عزیز نخبه ام گفته که می خواد به بنیاد برای اداره ی هرچه بهتر کمک کنه و پرسیده که اینو باید به کی بگه.

دقیقاً یکی از اهداف ما هم برای تشکیل وبلاگ این بود که با دوستان بیشتر آشنا شیم نظراتمون رو بیان کنیم اگه شد برای خودمون گردهمایی هایی برگزار کنیم و یک نفر که شایستگی بیشتری داره تو اینجور مسائل چیزی سرش می شه رو انتخاب کنیم و با درست کردن یک طومار و امضای اکثریت تحویل خانم دکتر سلطان خواه بدیم اینجوری یک نفر از خود نخبه ها یا کسی که دغدغه ی ما رو داره و چیزی حالیشه وارد دستگاه می شه. ما هم عقاید و راهنمایی هامون رو بهش می گیم و انشاالله او هم اونارو به مرحله ی اجرا در میاره. فقط برای عملی شدن این کار خواااااااااهشاً نظراتتون رو اعلام کنید باید زودتر دست به کار شیم تا دیر نشده، به قولی تا بازار داغه. منتظر نظراتتون هستیم.

نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 16:51 توسط پ.موسوی| |

متاسفانه طبق گفته ی خود عزیزان كادر اجرایی همایش از سیر صعودی آنتروپی برخوردار گردید!!!!

امروز روز دوم همایشه اما متاسفانه همایش امسال بر خلاف تبلیغات و سختگیریی های انجام شده جهت دعوت نخبگان چه از جهت علمی و چه از جهت همكاری نخبگان و نظردهی آنها و حتی برنامه ریزی های اولیه ی برگزاری چنین مراسمی دچار افت شدید بوده است.به طوری كه در هنگام برگزاری مراسمهای مختلف بیش از نیمی از نخبگان در سالن ها حضور نداشتند و امروز كه دومین روز است تعدادی از آنها به همایش نیامده اند.

در دیدار رهبری با نخبگان در بیت رهبری حضرت ایت الله خامنه ای پس استماع سخنان نخبگان و نیز سخنرانی همانند سال گذشته نخبگان را از فیض پیش نمازی و اقامه ی نماز با حضور خود مستفیذ نكردند و بر خلاف سال گذشته صرف نهار درسالن اجلاس بدون حضور حضرت و دیگر سران برگزار گردید.

البته در روز دیدار رهبری عده ای از از نخبگان افراطی سیاسی جو را به هم ریخته و حركاتی به دور از انتظار انجام دادند و اجازه ی اعلام نظرات دیگران را ندادند.به نظر می رسد برخی از دوستان مخالف آزادی بیان هستند به طوری که با برخی رفتارهای خود شأن مجلس را پایین آوردند و با قطع سخنان یکی از نخبگان با ذکر صلوات های بلند عدم تمایل خود جهت ادامه ی سخنرانی را نشان دادند.هرچند رهبر معظم انقلاب با طمأنینه ی خاص خود اجازه ی ادامه ی صحبت های نخبه ی جوان را دادند و پاسخ هایی کم و بیش قانع کننده ارائه دادند هرچند نارضایتی خود را از سیاسی شدن بحث های علمی نخبگان جوان را اعلام نمودند.

امسال در سومین همایش مسابقه ای با عنوان پوستر و میز اختراع برتر برگزار گردید. از بین چهارصد پوستر به نمایش گذاشته شده سه پوستر و اختراع در داوری های انجام شده و یک پوستر و اختراع با رأی نخبگان برگزیده شدند. جایزه ی نفرات اول دو و نیم سکه ی بهار آزادی، نفرات دوم یک سکه و نفرات سوم یک نیم سکه بود که البته به نظر می رسد این گونه تقسیم بندی چندان عادلانه نباشد. خانم فهیمی پور برگزیده ی نفر اول داوری پوستر و برگزیده ی رأی گیری ها شدند که در کل برنده ی پنج سکه ی بهار آزادی شدند.

همایش از جهت آشنایی نخبگان با یکدیگر و چهره های علمی برجسته بین خود بسیار مثمر ثمر بود اما همانطور که قبلا ذکر شد برنامه ها همانند سال گذشته جالب و جذاب و راهبردی نبود.

نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 12:9 توسط پ.موسوی| |

داشتم نظرات رو می خوندم که دیدیم عزیزی به نام هستی گفتن که: "تا حالا چند تا از اون چیزایی که می خواستی مسئولین انجام ندادن که می خوای مجبورشون کنی کوتاه بیان ؟ چرا هنوز سر کار نیومده پیش فرض خودتو تحمیل می کنی ؟"

!!!! ...

ما این وبلاگ رو تشکیل دادیم که هرکسی هر نظری داره بده و راجع بهش بحث و تبادل نظر بشه. صد البته که انتقاد سازنده و آگاهانه و نه از سر بغض و دشمنی و یک سو نگری می تونه یه موسسه، نهاد یا حتی شخص رو از اینی که هست بهتر کنه. باید بگم ما از روی کار اومدن خانم دکتر سلطان خواه نه ناراحتیم و نه پیش فرضی داریم و اگر پست بانوی دانش رو خوب مطالعه کنید متوجه این مطلب و خوشحالی ما می شید. پس اگر حرفی زده می شه یا سخنی طنز آمیزی گفته می شه نه پیش فرضه و نه قضاوت و نه دشمنی، نظره.

نخبگان منکر فعالیت های مثبت بنیاد نیستند بلکه می خوان این نهاد رو با نظرات، پیشنهادات و انتقاداتشون بهتر کنن و البته به نظر نمیاد بهتر شدن چیز بدی باشه. و این رو هم باید اضافه کنم که نخبه ها محتاج چیزی نیستن بلکه یک مملکته که محتاج دانشمندان و عالمانی هست که بتونن وضع رو از اینی که هست بهتر کنن و سبب پیشرفت و اعتلای کشورشون بشن. منظور ستاره هم از کوتاه اومدن این بوده که تصمیمات و تفکراتی که زیاد دردی رو از ما دوا نمی کنه حذف بشه.

ما همین جا از تمامی زحمات بی دریغ مسئولین تشکر می کنیم و امیدواریم انتقادات و نظرات ما با این مطلب خلط نشه که نخبگان سپاس گذار نیستند و یا چشمشون رو به روی جنبه های مثبت و عملکرد های خوب بستند. بلکه می خوان حرفشون رو بزنن و بتونن افکار و عقایدشون رو بیان کنن.

یاحق
نوشته شده در شنبه 2 آبان1388ساعت 19:48 توسط پ.موسوی| |

جا داره همین جا از فعالیت ها و استقبال بی نظیر نخبگان عزیز تشکر کنم.هدف این وبلاگ راه اندازی مکانی برای طرح مسائل و هم اندیشی جهت حل کردنشون بود که البته با این استقبال شدید دیگه نمی دونیم باید چی کار کنیم.

یادمه اون قدیما می گفتن بابا طرف نخبه است کلی فعاله ذهنش قابلیت حل مسئله داره فلان و فلان اما احساس می کنم باید این ذهنیتم رو واقعا تغییر بدم.خیلی تأسف خوردم.هم به حال خودم، هم به حال...

پیروز باشید.یا حق

نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 20:29 توسط پ.موسوی| |

زمانی که می خواستم با دوستم راضیه شهروزی تو نهمین دوره جشنواره خوارزمی شرکت کنیم اون اولاش برای اینکه ما رو ترغیب کنن که کلی از خودمون دانشمند بازی در بیاریم گفتند اگه رتبه ی اول تا سوم کشوری رو بیارید بدون کنکور می تونید برید دانشگاه.ما هم از همه جا بی خبر گفتیم یاعلی و کلا سال دوم دبیرستانمونو گذاشتیم روی طرح خوارزمی.

اون اولاش هفته ای یه بار (یکشنبه ها بعد از ظهر) می رفتیم پژوهشسرا.طرح ما نیاز به استاد راهنما داشت، استاد راهنمای عزیز دل ما هم از اونجایی که دکترای روانسنجی داشتند و هیأت علمی دانشگاه تهران، گفتند من با دو تا بچه دبیرستانی که کار نمی کنم برید هفت هشت تا بشید بعد بیاید خداییشم راست می گفت آخه چون کار ما استاندارد سازی تست هوش بود حداقل باید چهار پنج نفری کار می کردیم. ولی خب طرح مال ما بود زورمون میومد با ده نفر دیگه شریک شیم.خلاصه با کلی خواهش تمنا با دو نفر دیگه شریک شدیم و کار رو شروع کردیم.

وقتی که رتبه ی کشوری آوردیم گفتیم آخیش که دیگه از کنکور دادن معافیم اما دو صد دریغ که اولا فقط من و راضیه عضو بنیاد نخبگان شدیم، ثانیا فهمیدیم که این بدون کنکور رفتن کشکیه.اول اینکه شما باید بری پیش دانشگاهیتو تموم کنی، دوم باید بری از دانشگاه های مورد نظر خواهش کنی، درخواست پذیرش بدی و شاید اونا دلشون خواست به شما پذیرش بدن که معمولا هم می گن ما خوارزمی و المپیادیو از اینا قبول نداریم.خب چه کاریه؟تا بخواد پیش دانشگاهی شما تموم شه و آقایون تصمیم بگیرن که آیا شما رو بپذیرن یا نه شده کنکور سال دیگه برای همین بی خیالش شدیم و خوندیم برای کنکور.

البته فراموش کردم بگم که برگزیده های خوارزمی 10 درصد سهمیه ی کنکور هم دارن که اگه مجبور شدن کنکور بدن همچین بی نصیب نمونن.وقتی که کنکور دادیم و جواب های کنکور اومد و ماهم کارناممون رو دست راستمون گرفتیم گفتیم خب بریم حقمون رو بگیریم.من که روانشناسی بالینی الزهرا قبول شدم اما خب می خواستم دانشگاهم رو عوض کنم.مثلا تهران،بهشتی یا علامه حالا هرچی کرمشونه.

بنده تاریخ 20 شهریور نامه ی درخواست سهمیه ام رو به سازمان سنجش دادم.اونا هم گفتن مطمئن باش تا قبل از 10 مهر نتیجه رو اعلام میکنیم.بگذریم که حالا 20 مهره و هنوز جواب ندادن تازه به این نتیجه رسیدن به همه که 10 درصد رو نمی دن،مثلا اگه شما 40 درصد مشارکت تو طرح داشتید 40 درصد 10 درصد رو بهتون می دن.خب شما که اندازه ی اونی که 100 درصد مشارکت داره زحمت نکشیدید حالا کاری هم نداریم که طرف شعر گفته رتبه آورده یا یه پژوهش کاربردی کرده مهم اینه که اون بیشتر سهم داره.خلاصه بگم حرفای دکتر خدایی هم تو همایش پارسال قصه بود چون ایشون گفتن سهمیه خوارزمی ها رو به همشون یکسان می دیم.خنده داره ها نه؟

نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت 7:30 توسط پ.موسوی| |

سه روز پیش مراسم تودیع و معارفه معاون علمی فناوری رئیس جمهور بود.از قضا من و احسان به عنوان نماینده نخبگان اونجا بودم.راستش شرکت تو همچین مراسمی با حضور رئیس جمهور و وزیر وزرا و چند تن از رؤسای دانشگاه ها برام هم افتخار آمیز بود و هم هیجان انگیز.

اولی که وارد شدم بعد از اینکه سه چهار جا بازرسی شدیم، رسیدم به قسمت بازرسی بانوان که یک دفعه اونجا خانم مباشری رئیس دانشگاه الزهرا رو دیدم منم کلی ذووووووووووووووق سلاااااام من دانشجوی جدید دانشگاتونم، عضو بنیادم و اینا.تازه کلی باهم شربت شیرینی خوردیم حالا یکی نیست بگه بابا شاید دانشگات تا دو روز دیگه عوض شه (برای سهمیه خوارزمی).

اول برنامه بعد از اجرای سرود و تلاوت قرآن مجید آقای دکتر متقیان برنامه رو آغاز کردند بعد جناب آقای واعظ زاده سخرانی کردند از عملکرد معاونت گفتند از کارایی که برای نخبه ها انجام شده و قرااااااااااره انجام بشه همچنین ایشون فرمودند که قصد دارند این مسئولیت رو بر دوش شخص شایسته تری قرار بدهند.

در مرحله بعدی آقای دکتر احمدی نژاد تشریف آوردند ایشون هم بعد از کلی تعریف و تمجید از دانشمند بزرگ دکتر واعظ زاده از ضرورت تشکیل معاونت علمی گفتند و اینکه چقدر وجودش در کنار دانشگاهها لازمه. از خانم دکتر سلطان خواه تقدیر کردند که این مسئولیت سنگین رو به دوش گرفتند و باقی وقت رو در اختیار خانم دکتر قرار دادند.

وقتی ایشون تشریف آوردند هم یک جورایی خوشحال شدم که گهی پشت به زین و گهی زین به پشت نوبتی هم باشه نوبت خانم هاست. از طرفی هم نگران شدم نکنه به خاطر تعداد کمتر بانوان در عرصه های اجرایی زمینه ی کاری ایشون کمی محدود شه. البته اینم بگم خانمی که بغل دست من نشسته بودن مثل اینکه قبلا با خانم سلطان خواه همکار بودن داشتند می گفتند ایشون یک فرد فوق العاده باهوش، مؤدب، علمی و صمیمی هستند و اصلا از این عادتا ندارند که وقتی وارد جایی می شن زلزله به راه بندازند و کل کادر رو عوض کنن (انشا الله که شایسته سالاریه دیگه نه؟) تازه دکترای ریاضی از صنعتی شریف دارند و الانم هیأت علمی دانشگاه الزهرا هستند.

اون وسط ها هم آقای احمدی نژاد یک تابلو فرش و ان یکاد به آقای دکتر واعظ زاده دادند و حکم خانم سلطان خواه رو هم اعطا کردند. آخرشم که همه پریدند که زودتر برن تبریک بگن و از آقای واعظ زاده تشکر کنن منم تو اون خیل عظیم جمعیت یه جورایی از با حرکات آکروباتیک خودم رسوندم به خانم دکتر و گفتم: " به عنوان نماینده نخبگان تحت پوشش بنیاد هم این انتخاب شایسته رو به شما تبریک می گم و هم یک تبریک ویژه جهت ورود هرچه بیشتر بانوان به عرصه های اجرایی به شما عرض می کنم. امیدوارم که این دوره، دوره ای بشه برای ورود هرچه بیشتر نخبگان به عرصه های تصمیم گیری در مورد مسائل و مشکلاتشون."

تازه یه خبر خوب هم بدم ازشون وقت گرفتم که به همراه چند تن از دوستان و نخبگان خدمتشون برسیم هم بابت مجله ی نخبگان باشون صحبت کنیم و هم در مورد مسائلمون باهاشون حرف بزنیم.

از دوستان عزیز می خوام تو بخش نظرات خواسته هاشونو از ریاست جدید بنیاد اعلام کنن.

نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 0:3 توسط پ.موسوی| |

مشت می کوبم بر در

پنجه می سایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم خفقان!

من به تنگ آمده ام از همه چیز

بگذارید هواری بزنم:

                           -آی!

با شما هستم!این درها را باز کنید!

من به دنبال فضایی می گردم:

لب بامی

             سر کوهی

                               دل صحرایی

که در آنجا نفسی تازه کنم.

آّه! می خواهم فریاد بلندی بکشم

که صدایم به شما هم برسد. 

شاید این شعر حرف دل خیلی از دوستان در شرایط فعلی باشه.بعضی از اطرافیان انتقاد از وضع موجود رو دلیل موجهی دونستن برای زیر سوال بردن هر فعالیتی که مرتبط با بنیاده.اما اگه باور کنیم که توی این شرایط جز خودمون هیچ کس به دادمون نمی رسه و دنبال کارامونو نمی گیره در عین حال هیچ کس هم به تنهایی کاری از پیش نمی بره به این نتیجه می رسیم که بهترین راه یکی کردن حرفای خودمونه و اینکه بدونیم چه خواسته هایی داریم و می خواستیم بنیاد برای ما چه کاری بکنه که نکرده.وقتی تبدیل بشیم به یه جمعی که خواسته های معقول و مشترک دارن حتی مسئولینی که طرز فکر متفاوتی دارند هم مجبور می شن در مقابلمون کوتاه بیان.این وبلاگ یه امکانه برای همه نخبه ها تا پیشنهادات و انتقادات خدشون رو مطرح کنندتا همه نظرات مورد بررسی قرار بگیره وبه امید خدا به نتایج خوبی برسیم. 

زنده دارد زنده دل دم را.

هرکجا هرگاه

اوج بخشد کیفیت کم را.

نوشته شده در چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 0:14 توسط س.ابراهیمی| |

موجیم و وصل ما از خود بریدن است

ساحل بهانه ای است رفتن رسیدن است .

عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت همه ی دوستان نخبه ای که نوشته های من و از منظر نظر مبارکشون میگذرونن .

شاید خیلی ها فکر کنن که راه اندازی یه همچین وبلاگی بیشتر بخاطر اینه که یه بهانه ای باشه تا یه عده دور هم جمع بشن و هر از چند گاهی با هم بحث و گفتگویی داشته باشن اما من میخوام به این نکته اشاره کنم که قصد کسایی که این فضای مجازی رو راه اندازی کردن غیر از هدف اشاره شده در بالا ، پیدا کردن یه راهکارها و طرح هایی است برای استفاده ی هر چه بهتر از توان نخبگان در عرصه های علمی ، فرهنگی، مدیریتی و اجرایی کشور ، بمنظور ساختن ایرانی آباد .

لذا می طلبه عزیزانی که با ما تو این مسیر دل به دریا میزنن ، ایده ها و طرح هاشون رو در میون بگذارن تا با حضور نخبه ها برای نخبه ها کاری انجام بشه .

راستش تو این مدتی که عضو بنیادم حرکت خاصی مخصوصا تو فضای فرهنگی ندیدم که برای نخبه ها انجام بشه جز چند مورد کوچیک اردو و از این جور چیزا . ( اگه هم بوده اطلاع رسانی نشده و من در جریانش نیستم !؟)

خدا کنه با وجود انجام تغییرات در سطح مدیریتی معاونت علمی و بنیاد ، شاهد یه حرکت به درد بخور از جانب مدیران باشیم . (هر چند خیلی هم نمیشه از جانب این مدیران سن و سال دار و بی حال و بی رمق که فقط دل به نام و عنوان مسئولیتشون خوش دارن و همش دنبال تدریسشون تو دانشگاه ها هستن، انتظار شق القمر داشت)

یا لااقل به خود نخبه ها اجازه ی حضور و انجام فعالیت بدن .

آره عزیز ! حرف برا گفتن زیاده (چون کارای زیادی میشه با این امکانات و بودجه ها کرد که متاسفانه انجام نمیشه) اما میدونم که وقتتون ارزشمنده و باید به کاراتون هم برسید .

بقیه حرفا باشه برا بعد .

در پناه دارای دادار .

نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 11:30 توسط صهبا| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

دريافت كد در بهاربيست